الا یا ایها الساقی ادر كاسا و ناولها
كه عشق آسان نموداول ولى افتاد مشكلها

به بوى نافه اى كاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشكینش چه خون افتاد در دلها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم
جرس فریاد مى دارد كه بر بندید محملها

به مى سجاده رنگین كن گرت پیر مغان گوید
كه سالك بى خبر نبود ز راه و رسم منزلها

شب تاریك و بیم موج و گردابى چنین هایل
كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها

همه كارم ز خودكامى به بدنامى كشید آخر
نهان كى ماند آن رازى كزو سازند محفلها

حضورى گر همى خواهى ازو غایب مشو حافظ
متى ما تلق من تهوى دع الدنیا و اهملها

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
كه به پیمانه كشى شهره شدم روز الست

من همان دم كه وضو ساختم از چشمه ء عشق
چار تكبیر زدم یك سره بر هر چه كه هست

مى بده تا دهمت آگهى از سر قضا
كه به روى كه شدم عاشق و از بوى كه مست

به جز آن نرگس مستانه كه چشمش مرساد
زیر این تارم فیروزه كسى خوش ننشست

جان فداى دهنش باد كه در باغ نظر
چمن آراى جهان خوشتر ازین غنچه نبست

كمر كوه كم است از كمر مور اینجا
ناامید از در رحمت مشو اى باده پرست

حافظ از دولت عشق تو سلیمانى شد
یعنى از وصل تواش نیست به جز باد بدست

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشى بود درین خانه كه كاشانه بسوخت

تنم از واسطه ء دورى دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین كه ز بس آتش اشكم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

ماجرا كم كن و بازآ كه مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شكرانه بسوخت

آشنائى نه غریبست كه دلسوز منست
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

خرقه ء زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

ترك افسانه بگو حافظ و مى نوش دمى
كه نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین كز تو سلامت برخاست

كه شنیدى كه درین بزم دمى خوش بنشست
كه نه در آخر صحبت به ندامت برخاست

شمع گر زان لب خندان به زبان لافى زد
پیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست

در چمن باد بهارى ز كنار گل و سرو
به هوا دارى آن عارض و قامت برخاست

مست بگذشتى و از خلوتیان ملكوت
به تماشاى تو آشوب قیامت برخاست

پیش رفتار تو پا بر نگرفت از خجلت
سرو سركش كه به ناز از قد و قامت برخاست

حافظا این خرقه بینداز مگر جان ببرى
كاتش از خرقه ء سالوس و كرامت برخاست

به دام زلف تو دل مبتلاى خویشتن است
بكش به غمزه كه اینش سزاى خویشتن است

گرت ز دست برآید مراد خاطر ما
به دست باش كه خیرى به جاى خویشتن است

به جانت اى بت شیرین دهن كه همچون شمع
شبان تیره مرادم فناى خویشتن است

چو راى عشق زدى با تو گفتم اى بلبل
مكن كه آن گل خندان براى خویشتن است

به مشك چین و چگل نیست بوى گل محتاج
كه نافه هاش ز بند قباى خویشتن است

مرو بخانه ء ارباب بى مروت دهر
كه گنج عافیتت در سراى خویشتن است

بسوخت حافظ و در شرط عشقبازى ، او
هنوز بر سر عهد و وفاى خویشتن است

معنای کلمات

عمیق ترین کلمه `عشق` است

 

پرمعنی ترین کلمه "ما" است

       آن را به کار ببندیم

عمیق ترین کلمه "عشق" است

       به آن ارج بنهیم

معنای کلمات

عمیق ترین کلمه `عشق` است

 

پرمعنی ترین کلمه "ما" است

       آن را به کار ببندیم

عمیق ترین کلمه "عشق" است

       به آن ارج بنهیم

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است

       آن را از بین ببریم

سرکش ترین کلمه "هوس" است

       با آن بازی نکنیم

خود خواهانه ترین کلمه "من" است

       از آن حذر کنیم

ناپایدارترین کلمه "خشم" است

       آن را فرو ببریم

بازدارترین کلمه "ترس" است

       با آن مقابله کنیم

با نشاط ترین کلمه "کار" است

       به آن بپردازیم

پوچ ترین کلمه "طمع" است

       آن را در خود بکشیم

سازنده ترین کلمه "صبر" است

       برای داشتنش باید دعا کنیم

روشن ترین کلمه "امید" است

       به آن امیدوار باشیم

ضعیف ترین کلمه "حسرت" است

       توجهی به آن نداشته باشیم

تواناترین کلمه "دانش" است

       آن را فرا گیریم

محکم ترین کلمه "پشتکار" است

       ای کاش آن را داشته باشیم

سمی ترین کلمه "غرور" است

       باید در خود بشکنیمش

سست ترین کلمه "شانس" است

       به امید آن نباشیم

شایع ترین کلمه "شهرت" است

       دنباله رو آن نباشیم

لطیف ترین کلمه "لبخند" است

       آن را همیشه حفظ کنیم

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت" است

       از آن فاصله بگیریم

ضروری ترین کلمه "تفاهم" است

       سعی کنیم آن را ایجاد کنم

سالم ترین کلمه "سلامتی" است

       به آن اهمیت بدهیم

اصلی ترین کلمه "اطمینان" است

       به آن اعتماد کنیم

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است

       مراقب آن باشیم

دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است

       از آن سوء استفاده نکنیم

زیباترین کلمه "راستی" است

       با آن روراست باشیم

زشت ترین کلمه "دورویی" است

       یک رنگ باشیم

ویرانگرترین کلمه "تمسخر" است

       دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "احترام" است

       برایش ارزش قایل شویم

آرام ترین کلمه "آرامش" است

       امید داشته باشیم تا به آن برسیم

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است

       حواسمان را جمع کنیم

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت" است

       اجازه ندهیم مانع پیشرفتمان بشود

سخت ترین کلمه "غیرممکن" است

       باور کنیم که وجود ندارد

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است

       مواظب پل های پشت سرمان باشیم

تاریک ترین کلمه "نادانی" است

       آن را با نور علم روشن کنیم

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است

       آن را نادیده بگیریم

صبورترین کلمه "انتظار" است

       منتظرش باشیم

بی ارزش ترین کلمه "انتقام" است

       بگذاریم و بگذریم

ارزشمندترین کلمه "بخشش" است

       سعی خودمان را بکنیم

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی" است

       راز زیبائی در آن نهفته است

تمیزترین کلمه "پاکیزگی" است

       رعایت آن اصلا سخت نیست

رساترین کلمه "وفاداری" است

       چه خوب است سر عهدمان بمانیم

تنهاترین کلمه "گوشه گیری" است

       بدانیم که همیشه جمع بهتر از فرد بوده

محرک ترین کلمه "هدفمندی" است

       زندگی بدون هدف، واهی پیمودن است

و هــدفمنــدتـرین کلــمه "موفقیت" است

       پس همه با هم پیش به سوی موفقیت

 

 

آخرین ویرایش: - -

یکشنبه 10 مهر 1390 ساعت 06:25 ق.ظ Hossein Tayebi دیدگاه ها ()

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
» نظر شما در مورد وبلاگ چیه؟